الهی من چیستم که تورا خواهم خواند
چون از قسمت خود اگاهم
از نعمت خود چوبهره مندم کردی
درشکرگذاریت زبان میخواهم
الهی مکش این چراغ افروخته را
مسوزان این دل سوخته را
مدراین پرده دوخته را
ومران این بنده ناموخته را
الهی من چیستم که تورا خواهم خواند
چون از قسمت خود اگاهم
از نعمت خود چوبهره مندم کردی
درشکرگذاریت زبان میخواهم
الهی مکش این چراغ افروخته را
مسوزان این دل سوخته را
مدراین پرده دوخته را
ومران این بنده ناموخته را
میشه خدا روحس کرد تولحظه های ساده
تواضطراب پژواک گناه بی اراده
این عشق عمرادم بی اتحادمیره
هفتادسال عبادت یک شب به بادمیره
دل من غم شبارن غم شبارن
مثال کوه رو درنم شبارن
نمیدونوم بگیریم یابخندوم
که دلبردست نامحرم شبارن
به دست انگشتری داری به من چه
به دل صدمشتری داری به من چه
به روی سینه ات گل ریزنقره
برای دیگری داری به من چه
کاش میتوانستم باچشمان خسته امامنتظرتورامشایعت کنم انرامیشود اماافسوس چگونه بادستان خالی که انتظارهرگونه مساعدت رامیطلبندبسوی توبیاییم
تورادراحساسات گیچ ومبهم خویش میابم ولی تومرادرکویری ویران
توان برکه ای که میرویاندومن عفن ترین برش خاکم
که مردابهابرپشتم پای می افکنند
هنوزم بو گل مریم نهندن توصحرابارون نم نم نهندن
ازسقف اسمون شادی نرختن ولی بوی غریب غم نهندن
بهارهسته جونی روبه راهه جمال دلبروم همزاده ماهه
یکی چشمونی ابی مثل دیریا یکی گل دسته مودی طلایه
یا دقدیمون چه خاشه هفت سنگ هوا دارکلاکا هرروز پسین کازی ماکه تو کوچه اون بلبلکا
یادش بخیر اون همه صفا وصمیمیت وپاکی که قدیمی یو شوهسته نه ارادت خاص بی ارادتون امروز
کپ سرثروت وپولن دل پراز نفرت و گولن گپ عشق دگه دروغن جای دل سنگ کلوغن هیچ کسی فکر کسی نین بی دلوم فریادرسی نین دگه بیهوده نخوندم توای قفس همنفسی نین
سادگی وخاکی بودن هرکس موروثی نن هرکه نیازایشن که بیخویه بازسازی بکنت ناخالصیو خو دوربریزت وبا یه برنامه ریزی حسابی وجود وحتی درونخو با شاخصویی تعریف شده میزون بکنت اما ای ایتمو وای ابزارباید خودمو توخودموتعریف بکنیم شایدیادبگریم چتوادمی بشیم سعی بکنیم بی تفاوت ازکناریک موضوعی رد نبیم یا ایکه ازکسی بیخودتعریف نکنیم درون خوموباخوکلانجاربریم شاید خدادر اصلاح بودن برومو بازایکه وتوای کعبه آرامش بادعاونماز هدایت پذیربشیم
ازقلب تنها
دلوم دنبال عشقی سینه چاکن
همون عشقی که پاک پاک پاکن
همون عشق خدای اسمونی
نه عشقی که گرفتارای خاکن
از زنده یاد صالح سنگبر
مزه چاهی که اب شور اهندن
صدای چک چک هوواد پنجه
صدای ناله منصوراهوندن
امشوکه خماروم به دیدارتوهندم
ای ساغرمستی کجان معجزه تو
هاده دوای دردوم که بیمارنهندم
کاست خاک جنوب ازخواننده محبوب عیسی بلوچستانی
غروروخودبزرگ بینی با ادمو چه اکنت
اگه دست زدن اتن بزن بی دشمنت دشنه
اگه شعری اگه حتی بگه ازمردمی گشنه
زبون بی زبونون بشه عصای ملت گوربش
توای تاریکیوظلمت چراغ روشن نوربش
دلوم ازبیکسی توسینه مردن
واپربودن نگاه بادی نبردن
یروزی اسمون ابی ترهسته
هرجاترفته خوبی بیشترهسته ؟؟؟؟؟؟
زنده یادابراهیم منصفی (رامی)
قلم بیان دردمن ای دوست عزیزومهربانم که هرگاه سایه ستبرتنهایی رابرتمامی وجودم (رگ وپیم)احساس میکنم سلام توست که مراجواب میگوید پس مرابخوان که دل اتشگرفته ام ماوای این نیکی خواهدبود
ازقلب تنها
مواامشوبرم تابی نهایت سر ادم نغمئون عاشقونه
بدومعنی بکن شعروم دوباره بونس مرحم روزخم پاره پاره
دلوم خونن دلوم خونن دلوم خون تو هاده بی دلوم یه راه چاره
دلوم پربودن ازخالی خالی مه عشق تو ودستون خالی
به مه دنیای ازاحساسوعشقی وقتی هستی دگه امنین خیالی
اگرچه خسته او دلگیروم ای دوست به کال مودونت رنجیروم ای دوست
بدوبه مه ببر هرجا اری تو که بودن قسمتو تقدیروم ای دوست
شعرواهنگ از عیسی بلوچستانی