شوق بودن بوده تنهااشتباهم


دراین آشفته بازاری............
اگردست نیازی سوی کس یازی
به اکراه آورددست ازبغل بیرون
که سرماسخت سوزان است
وامابعد... انتحارنفس گیرتنهاراه نجات ازاین برزخ عالم سوزمیباشدچون همکلامی تورا همراهی
نخواهدکرد ودستهای یخ زده ات راگرمی دستانی نخواهدفشرد مردن تنهاراه حل است


درشام سبز یک بهاربرسفره گسترده دهقانان دراسارت دلگیرروستاها ازقلب خوشه گندم
درمطلع تغزل باران طلوع خواهی کرد ودهکده آوازخشم راباتوباتو ای خوب من
دوباره خواهدخواند![]()

گریه هام توخنده هام توخواستنم توگفتنم تو
وقت زادن پیرهنم تو وقت مردن کفنم تو
پیش تودریافقیره حتی این دنیاحقیره
کی میتونه ازتوباشه امادورازتوبمیره

اماحالابهت میگم بی تودارم کم میارم
بهت نگفتم تاحالاکه بدجوری عاشقتم
بهت نگفتم تاحالا اماحالابهت میگم
داری کجاها میکشی بازاین دل دربه درو
قشنگ مهربون من اینجوری ازپیشم نرو
دلم میخوادباورکنی ازته دل میخوام تورو
وقتی میگم بمون بمون وقتی میگم نرو نرو
تقدیم به بهترینم![]()
هوای ابری وجودم ازدست نامردمی های روزگار پست زنده کش گرفت چقدردرخودتلنگر زدم تابیخیال شدم
اما
(مه بخیال ازهمه کس تنهاتوی خیال وبس)
چشمانم منتظر کدامین حادثه دیگریدکه میخواهید بباریدامادیگر اشکی دراین گونه های خشک که چندسالیست طعم تفت خشکسالی رادیده وجودندارد حتی شهرخوبیهایم
نیز مصیبت مرامیکشد
ای جنوب مهربانم بندرعباس وتوای
ای دوست مهرورزم ای وابسته به وجودم
دلم میسوزدازباغی که میسوزد

زنده یادناصرعبداللهی درحال تمرین
