هوای ابری وجودم ازدست نامردمی های روزگار پست زنده کش گرفت چقدردرخودتلنگر زدم تابیخیال شدم

اما

(مه بخیال ازهمه کس تنهاتوی خیال وبس)

چشمانم منتظر کدامین حادثه دیگریدکه میخواهید  بباریدامادیگر اشکی دراین گونه های خشک که چندسالیست طعم تفت خشکسالی رادیده وجودندارد حتی شهرخوبیهایم

نیز مصیبت مرامیکشد

ای جنوب مهربانم بندرعباس وتوای

ای دوست مهرورزم ای وابسته به وجودم

دلم میسوزدازباغی که میسوزد

زنده یادناصرعبداللهی درحال تمرین