تکرارغم.....تمام بغض قناریها
گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام
وساقه های جوانم ازضربه های تبرهاتان زخم خورده است
باتاریکی چه میکنی؟
گیرم که برسراین بام جغدی نشسته درکمین پرنده ای
پروازراعلامت ممنوع میزنی
باجوجه های نشسته درآشیان چه می کنی؟
گیرم که می زنی گیرم که می بری گیرم که میکشی
بارویش ناگزیرجوانه چه میکنی؟
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 11:48 توسط R_SALIMI
|
اگرکه من به چشم توکمم قدیمیم گمم اتشفشان عشقمودریای پرتلاطمم