دلوم دنبال عشقی سینه چاکن

همون عشقی که پاک پاک پاکن

همون عشق خدای آسمونی

نه عشقی که گرفتارای خاکن

یتادرد تلوتوسینه من کا

پریشونوولوتوسینه من کا

یتاغصه کد دیریای بندر

بلندی گنوتوسینه من کا

شعراززنده یاداستادصالح سنگبر

وقتی انینوم باخوفکراکونوم یه احساس گنگ سرتاوجودوم پراکونت توخودوم اتش اگرم به چه ما قدرهنرمندون

استان خونادونیم وقتی بی ما نیازشوهن نه مه نه تونه جامعه تحویل شوناگرت  اخه چه ابودت وقت نبودشواحساس اکنیم اوموکع اگیم  ای دریغ فلانی هم عمری کفاف نی که اوره ...

به خداآسوده خاطرابن ازدست جفااون روزگار وباآغوش بازای گستاخی اپذیرن که مرگو انتخاب بکنن وبمرن

ولی مه وتو روسیاه عزای اگریم وصبح دگه ازیادمو اریت

بگه مثل ابراهیم منصفی  وصالح سنگبرو ناصرعبداللهی و دیگرزنده یادوکه هیچ وقت قدرشوموندونست دگه گیراتات  بخدانین همی ابرام (رامی )که همیشه شاکودردنان نمی گذاردبیندیشی وصالح عزیز که شاکو ازدست

خوآزادبودوم وناصرکه هوای حوابه سرش ایزه وره به ماعبرت نبودن ...

بدومه وتو مابشیم وقدرهمدیگه بدونیم تا یک لحظه ازهم غافل نبیم هنوزم دیرنبودن وهنرمندون خوبی تواستان وخارج ازاستان موهن هیچ وقت طبقاتی فکرنکنیم وبه یک گروه خاص دل نبندیم یعنی کلاس ننسیم؟

با مه همراه بشید

بیاتاقدریکدیگربدانیم

که تاناگه زیکدیگرنمانیم

رفیقان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ماهم مردمانیم