همراهم باش
شعرمهتاب توی خاطره اسیره
دلم ازدیدن نیلوفرمیگیره
دلم ازدیدن نیلوفرمیگیره
عکس خوب کودکی کناره برکه
ذول زده به قایق وبااومیمیره
جاده تنهااونوربرکه نشسته
باز خیالش به منه این من خسته
قصه مسافروقصه رفتن
قصه تلخ منوازخودگذشتن
قایق کاغذی روآب داره میره
من نگاش میکنم وگریه میگیره
قایق کاغذی میره ومیدونم
که برای گریه کردن دیگه دیره
خدایا چگونه ازخویش به درآیم هنگامی که نجات دهنده تونباشی؟ چگونه بغیرتوسربه استان دیگری گذارم وقتی درمکتب توقلمم توانای
بغض حتی خودم رانداردچه رسد
به بغض اوی
همراهم باش
ذول زده به قایق وبااومیمیره
جاده تنهااونوربرکه نشسته
باز خیالش به منه این من خسته
قصه مسافروقصه رفتن
قصه تلخ منوازخودگذشتن
قایق کاغذی روآب داره میره
من نگاش میکنم وگریه میگیره
قایق کاغذی میره ومیدونم
که برای گریه کردن دیگه دیره
خدایا چگونه ازخویش به درآیم هنگامی که نجات دهنده تونباشی؟ چگونه بغیرتوسربه استان دیگری گذارم وقتی درمکتب توقلمم توانای
بغض حتی خودم رانداردچه رسد
به بغض اوی
همراهم باش
Never miss a thing. Make Yahoo your homepage.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۸۶ ساعت 9:53 توسط R_SALIMI
|
اگرکه من به چشم توکمم قدیمیم گمم اتشفشان عشقمودریای پرتلاطمم