دراین حریم شبانه ستم گرفته
دراین شب خورده خاکسترکه غم گرفته
رفیق روزگارروشن رهای من
ستارها روصدابزن دلم گرفته
قامت یاران ازخبرداران اگر شکسته
جنگل جاری رودبیداری به گل نشسته
بهارمن ......
ستاره سوسونمیزنداگرکه برمن
رفیق شبهای بی کسی ای سربه دامن
دراین سکوت ستربن سنگربه سنگر
چراغ خورشیدواره جشن توروشن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یادروزهای نبرد دوستان بادشمنان دون یاددستهای کوچک اماپرتوان رزمندگان بزرگ درروزوشبهای که منو تو
درخواب نازبودیم اینان سینه هاشان را آماج گلوله هاقراردادندمثل گل پرپرشدند انان که چنین گستاخی راداشتند که اگرزنده نباشند مرگ راانتخاب کنندوشهیدحقیقت شوندوما روسیاهان روزگارپست شب عزا
میگیریم وسپس صبح اش رااعلام میکنیم ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان ۱۳۸۶ ساعت 9:52 توسط R_SALIMI
|
اگرکه من به چشم توکمم قدیمیم گمم اتشفشان عشقمودریای پرتلاطمم