نجات من بدست توست
نجات من بدست توست ازاین محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن رابسوزانو حیاتم ده
مراازوحشت و تردید رهاکن تا رهاباشم
هوای صبح بیداری شهادت راصداباشم
همیشه درمصاف مرگ نقاب ازچهره می افتد
چه درمیدان چه دربستر پس ازبیماری ممتد
بیا وجامه عصیان بپوشان برصدای من
که تنهاسهم من این است هراس بیصدامردن
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان ۱۳۸۶ ساعت 13:2 توسط R_SALIMI
|
اگرکه من به چشم توکمم قدیمیم گمم اتشفشان عشقمودریای پرتلاطمم