تنهای تورا که خیالی پوچ ومبهمی وگاه پراحساس وطالب گریان نمودنم میپرستم وگاه وقتی درشور و

شعف باتنهاهمزادم آن مهربانم هستم از همسری خودطلاقت می گویم چون آنزمان دوستی نامهربانی

       بشنوازمن که دراین وقت ولحظه به تووابسته ام ای وابسته گریزان دوستت دارم